X
تبلیغات
رایتل

مگر می شود که هم عایشه و طلحه و زبیر بر باطل باشند/

مردی از حضرت علی قبل از جنگ جمل می پرسد آیا امکان دارد طلحه و زبیر و عایشه برباطل باشند؟ حضرت علی به او می فرمایند: تو اشتباه کردی از آنجا که فکر می کنیافراد، ملاک تشخیص حق و باطلند. ولی حق و باطل را ملاکی است که افراد با آن سنجیدهمی شوند. سئوال:

چرا حضرت علی در پاسخ به این مرد، نمی فرمایند: علی مع الحق و الحق مع علی؟

چرا در این حدیث (علی مع الحق) بر خلاف عقیده حضرت علی ایشان ملاک حق معرفی شدهاند؟ (البته لعنت بر منکر حق بودن علی، ولی شیعه قصد دارد از این حدیث برداشت معنایعصمت بدون احتمال ذره ای خطا بدهد که البته فقط خداوند اینگونه است)

چگونه شخص پرسشگر از این حدیث (علی مع الحق) بسیار مهم و معروف بی خبر بوده است؟

***پاسخ مدیر سایت گفتگوی آرام به برادر اهل سنت

همون ابتدا میرم سر اصل مطلب.

شما این مقدمات رو با هم جمع کردید که به یه مطلب برسید.

شما می خواهید بگویید روایت(علی مع الحق و الحق مع علی) صحیح نیست.

خب اینکه مشکلی نداره با هم بررسی میکنیم.

حال ببینیم این مطلب در کتب شما موجود هست یا نه؟

مجمع الزوائد - الهیثمی - ج 7 - ص 235- دارالکتب العلمیه

رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول علی مع الحق أو الحق مع علی حیث کان

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

مجمع الزوائد - الهیثمی - ج 9 - ص 134- دارالکتب العلمیه

 عن أم سلمة قالت سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول على مع القرآن والقرآن مع علی لا یفترقان حتى یردا على الحوض

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

نهج الإیمان - ابن جبر - ص 187-

رسول الله صلى الله علیه وآله یقول : علی مع الحق والحق معه وعلى لسانه

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

ینابیع المودة لذوی القربى - القندوزی - ج 1 - ص 173- دارالاسوه

 على مع الحق والحق معه لا یفترقان

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

المعیار والموازنة - أبو جعفر الإسکافی - ص 35 – 36

أن النبی صلى الله علیه وسلم قال : " علی مع الحق والحق ‹ صفحه 36 › مع علی

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 2 - ص 297- دارالحیاءالکتب العربیه

لأنه قد ثبت عنه فی الأخبار الصحیحة أنه قال : ( على مع الحق ، والحق مع علی ، یدور حیثما دار.

به به شاهد از غیب رسید.

البته شما و دوستانتان خواهید فرمود که خب این حدیث در شان علی بن ابیطالب هست ولی برای او فضیلتی نیست.

خب پس حرف فرق دارد. اول نفی کلی حدیث کردید. ولی علمای خود شما مخالف این عقیده شما بودند. حال میگید فضیلتی نیست باشه اونم بررسی میکنیم.

خب. ببخشید یه سوال؟

اگر فضیلتی نداره چرا همین روایت رو برای جناب عمر بن خطاب جعل کرده اند؟

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

التاریخ الکبیر - البخاری - ج 7 - ص 114

 الحق بعدی مع عمر حیث کان .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

ضعفاء العقیلی - العقیلی - ج 3 - ص 482

رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول الحق بعدی مع عمر حیث کان

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 44 - ص 126

 یقول الحق بعدی مع عمر بن الخطاب حیث کان

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 5 - ص 177

سول الله صلى الله علیه وسلم یقول إن الله عز وجل وضع الحق على لسان عمر

................................
البته خواهید گفت.
کی گفته جعلی هست؟

پس برای اثبات این امر با من هم قدم شوید.

قدم اول:
معنا این حدیث یعنی چی؟

(یعنی اینکه عمر بن خطاب چیزی به جز حق نمی گوید و هر چه می گوید حق است.)

قدم دوم:

آیا در حقیقت هم همینگونه بوده است؟

1 . قال أحمد ابن زهیر حدثنا عبید الله بن عمر القواریری حدثنا مؤمل بن إسماعیل حدثنا سفیان الثوری عن یحیى بن سعید عن سعید بن المسیب قال کان عمر یتعوذ بالله من معضلة لیس لها أبو الحسن وقال فی المجنونة التی أمر برجمها وفى التی وضعت لستة أشهر فأراد عمر رجمها فقال له على إن الله تعالى یقول وحملة وفصاله ثلاثون شهرا الحدیث وقال له إن الله رفع القلم عن المجنون الحدیث فکان عمر یقول لولا على لهلک عمر.

استیعاب ابن عبدالبر ج 3 ص 1103.

و درباره زن دیوانه ای که عمر امر به سنگسار او کرد و در مورد زنی که شش ماهه بچه اش به دنیا آمده بود پس عمر خواست که آنها را سنگسار کند پس حضرت علی به او گفت همانا خدای متعال می گوید : و حمل زن و شیر دادنش سی ماه است ... و همچنین به او گفت : هماا خدا تکلیف را از دیوانه برداشته است ... پس عمر می گفت : ‌اگر علی نبود عمر هلاک می شد.

سند روایت

سعید بن مسیب (از راویان صحیح بخاری)

سعید بن المسیب ... أحد العلماء الأثبات الفقهاء الکبار من کبار الثانیة اتفقوا على أن مرسلاته أصح المراسیل وقال ابن المدینی لا أعلم فی التابعین أوسع علما منه.

تقریب التهذیب - ابن حجر - ج 1 ص 364.

یحیی بن سعید ( از راویان بخاری)

یحیى بن سعید بن قیس بن عمرو ، الإمام أبو سعید الأنصاری ، قاضی السفاح ، عن أنس ، وابن المسیب ، وعنه مالک ، والقطان ، حافظ فقیه حجة ، مات 143

الکاشف فی معرفة من له روایة فی کتب الستة - الذهبی - ج 2 ص 366.

یحیى بن سعید بن قیس الأنصاری المدنی أبو سعید القاضی ثقة ثبت ، من الخامسة مات سنة أربع وأربعین أو بعدها / ع .

تقریب التهذیب - ابن حجر - ج 2 ص 303.

3 . سفیان ثوری (از راویان صحیح بخاری )

وقال شعبة ، وسفیان بن عیینة ، وأبو عاصم النبیل ، ویحیى بن معین ، وغیر واحد من العلماء : سفیان أمیر المؤمنین فی الحدیث .

تهذیب الکمال - المزی - ج 11 ص 165.

4 . مومل بن اسماعیل (از روات صحیح بخاری)

مؤمل بن إسماعیل البصری العمری مولاهم ... قال أبو حاتم : صدوق شدید فی السنة کثیر الخطأ ... مات 206 . ت س ق .

الکاشف فی معرفة من له روایة فی کتب الستة - الذهبی - ج 2 ص 309.

قال ابن أبی خیثمة عن ابن معین ثقة وقال عثمان الدارمی قلت لابن معین أی شئ حاله فقال ثقة قلت هو أحب إلیک أو عبید الله یعنی ابن موسى فلم یفضل وقال أبو حاتم صدوق شدید فی السنة کثیر الخطأ .

تهذیب التهذیب - ابن حجر - ج 10 ص 340

5 . عبید الله بن عمر القواریری (از راویان صحیح بخاری)

عبید الله بن عمر القواریری أبو سعید البصری الحافظ روى مائة ألف حدیث ... مات فی ذی الحجة 235 . خ م د س.

الکاشف فی معرفة من له روایة فی کتب الستة - الذهبی - ج 1 ص 685.

عبید الله بن عمر بن میسرة القواریری أبو سعید البصری نزیل بغداد ثقة ثبت.

تقریب التهذیب - ابن حجر - ج 1 ص 637.

6 . احمد بن زهیر

احمد بن زهیر بن حرب بن شداد ... الحافظ الکبیر ابن الحافظ ... قال الخطیب کان ثقة عالما متقنا حافظا بصیرا بأیام الناس وأئمة الأدب.

لسان المیزان - ابن حجر - ج 1 ص 174

بنابر این این روایت طبق مبانی رجالی اهل سنت صحیح می باشد.

یه نکته بگم؟

البته این روش شما یعنی نفی روایت ((علی مع الحق)) رویه جناب ابن تیمیه هست. همانجایی که گفت هیچ یک از علمای سنی این حدیث را نقل نکرده است. که در سایت آنرا بررسی کردیم و میتوانید مطالعه کنید.

(این دو نمونه از اینکه مخالفت کلام عمر بن خطاب با کلام خداوند متعال می باشد)

یه سوال؟

حالا می توان گفت: الحق علی لسان عمر؟

اگر اینطوری باشه که با آیه قران مشکل داره.

خب میخواین چه جوری جمع کنید.

راستی فراموش نکنیم که تنها علی بن ابیطالب بود که حق بر زبانش بود و انسانهای بیگناهی را از مرگ حتمی نجات داد.

حالا شما به عنوان یه انسان منطقی و عقل گرا.

حق با کدام است؟
با علی یا عمر؟

عمر در حالی که خداوند حساب و بازرسی را از دیوانه برداشته امر به رجم دیوانه کرد. و علی بن ابیطالب طی موارد مختلفی فقط انسانهای بیگناهی را از مرگ حتمی که جناب عمر بن خطاب به آن امر مرکده بود نجات داد.

اما در مورد اینکه می توان از این حدیث عصمت را استنباط کرد یا نه؟

دوست عزیزم.

پیغمبر اکرم با کسی تعارف ندارد که بخواهد به کسی بگویند. تو با حقی و حق با تو.

یعنی اینکه اگر حق با کسی باشد یعنی در هیچ جا اشتباه نمی کند.

این مانند یه معادله دو طرفه هست.

زمانی که شما با حق باشید و حق با شماست.

یعنی اینکه با باطل نیستید و باطل هم با شما نیست.

خب کسی که با باطل نیست و اشتباه نمی کند و اشتباه هم با او نیست.

به او چه می گویند.

حال شما می خواهید هر اسمی برایش بگذارید. مهم این است که بفهمید کسی که حق با او است باطل و اشتباه نمی کند.

اما در مورد اینکه فرمودید:

((مردی از حضرت علی قبل از جنگ جمل می پرسد آیا امکان دارد طلحه و زبیر و عایشه برباطل باشند؟ حضرت علی به او می فرمایند: تو اشتباه کردی از آنجا که فکر می کنیافراد، ملاک تشخیص حق و باطلند. ولی حق و باطل را ملاکی است که افراد با آن سنجیدهمی شوند.

چرا حضرت علی در پاسخ به این مرد، نمی فرمایند: علی مع الحق و الحق مع علی؟))

اولا: حقیقتا این مطلب رو بنده تا حالا ندیدم. خوشحال میشم ادرسشو برام ذکر کنید.

ثانیا: بر فرض اینکه این مطلب باشد. به دو گونه پاسخ دارد.

الف: در جنگهایی که علی بن ابیطالب با (خوارج- معاویه و ام المومنین عایشه) داشتند. اکثر سپاهیان علی بن ابیطالب به  شخصیت حقیقی طرف مقابل نگاه نمیکردند بلکه به شخصیت حقوقی شخص نگاه میکردند.

که نمونه نص آن در نهج البلاغه هست. که در جنگ صفین از علی بن ابیطالب سوال کردند. آیا می خواهید با خال المومنین بجنگید و..... ) که علی بن ابیطالب فرمود. دنیا را ببین تا چه حدی پست شده است که علی بن ابیطالب را با معاویه بن ابی سفیان مقایسه می کنند.

آری در جنگ جمل هم همینگونه بود. گروهی نمی توانستند هضم کنند که بخواهند با ام المومنین بجنگند. و هیچ وقت از یک فرمانده روشن فکر و ذو عقل توقع نیست در این لحظه بگوید من بر حق هستم و ... بلکه علی بن ابیطالب با این مطلب ذهن انان را روشن کرد.

که به جای شخصیت حقوقی طرف مقابل به شخصیت حقیقی او بنگرند. شخصیتی که الان در برابر خلیفه رسول خدا(خلیفه چهارم اهل سنت و امام اول شیعیان) ایستاده است. این بهترین روش بود برای اینکه بفهمند بر حق هستند. زیرا اکثر آنان از داستان مالک بن نویره خبر داشتند. کسی که نخواست زکاتش را به ابوبکر بدهد و او را مرتد شمردند. پس هر کس در برابر خلیفه رسول خا ایستادگی کند. مرتد می شود(طبق عمل و سخن خلفای سه گانه اهل سنت)

یه مثال در اینجا میزنم که برای شما برادر اهل سنت روشن بشه.

در مناظرات بین علمای شیعه و سنی در ماهواره تا حالا دیده اید طرف پیروز مناظره بگوید. من پیروز شدم؟

خیر. هیچگاه چنین نیست. بالعکس همیشه طرف پیروز با یه سری مقدماتی که میگه میگذارد مخاطب خودش با منطق خودش فرد پیروز را تشخیص دهد.

ب: دوستان اهل سنت غالبا ما و شیعیان را متهم به عدم داشتن منطق متهم میکنند. اجازه هست با شما کمی منطقی گفتگو کنم؟

انشالله به خوبی میدانید زمانی که شما مقدمات(صغری و کبری) را به مخاطب بدهید. و خود او نتیجه را بگیرد (البته در صورتی که روش درست گرفتن نتیجه را هم بهش بدین) فایده بیشتر داره و این نتیجه همیشه در ذهن مخاطب می ماند. ولی اگر شما هم مقدمات و هم نتیجه را به مخاطب بدهید. شاید به ظاهر قانع شود ولی هیچ وقت به طور کلی و کامل قانع نخواهد شد. پس علی بن ابیطالب بهترین کار را کرد.

نظر شما چیست؟