X
تبلیغات
رایتل

یک داستان عبرت آموز

1389,09,23 ساعت 04:46


یک داستان عبرت آموز
امام باقر علیه السلام فرمود: در زمان رسول خدا صلى الله علیه وآله در آغاز هجرت یکى از مؤمنین
اهل صفّه (آنها آه آنار مسجد سکونت داشتند) به نام سعد بسیار در فقر و نادارى بسر م ىبرد و
همیشه در نماز جماعت، ملازم رسول خدا صلى الله علیه وآله بود و هرگز نمازش ترک نمى شد.
رسول خدا صلى الله علیه وآله وقتى او را مى دید، دلش به حال او م ىسوخت و نگاه دلسوزانه به
او مى آرد، غریبى و تهیدستى او رسول خدا صلى الله علیه وآله را سخت ناراحت مى آرد، روزى به
سعد فرمود: اگر چیزى بدستم برسد، تو را بى نیاز مى آنم.
مدتى از این جریان گذشت، رسول خدا صلى الله علیه وآله از اینکه چیزى نرسید تا به سعد آمک
آند، سخت غمگین شد.
خداوند وقتى آه رسولش را این گونه غمگین یافت، جبرئیل را به سوى او فرستاد. جبرئیل آه دو
درهم همراهش بود، به حضور رسول خدا صلى الله علیه وآله آمد و عرض آرد: اى رسول خدا صلى
الله علیه وآله خداوند اندوه ترا به خاطر سعد دریافت، آیا دوست دارى آه سعد بى نیاز گردد.
پیامبر علیه السلام فرمود: آرى.
جبرئیل گفت: این دو درهم را به سعد بده و به او دستور بده آه با آن تجارت آند.
پیامبر صلى الله علیه وآله آن دو درهم را گرفت و سپس براى نماز از منزل خارج شد، دید سعد آنار
حجره ایستاده و منتظر رسول خدا صلى الله علیه وآله است.
وقتى آه رسول خدا صلى الله علیه وآله او را دید، فرمود: اى سعد! آیا تجارت و خرید و فروش
مى دانى؟
سعد گفت: سوگند به خدا چیزى ندارم آه با آن تجارت آنم.
پیامبر صلى الله علیه وآله آن دو درهم را به او داد و به او فرمود: با این دو درهم تجارت آن و روزى
خدا را بدست بیاور.
او آن دو درهم را گرفت و همراه رسول خدا صلى الله علیه وآله به مسجد رفت و نماز ظهر و عصر را
خواند بعد از نماز رسول خدا صلى الله علیه وآله به او فرمود:
« قم فاطلب الرزق فقد آنت بحالک مغتّماً یا سعد »
«. برخیز به دنبال آسب رزق برو آه من از وضع تو غمگین هستم »
سعد برخاست و آمر همت بست و به تجارت مشغول شد، به قدرى آن دو درهم برآت داشت آه
هر آالایى با آن مى خرید سود فراوان مى آرد، دنیا به او رو آورد و اموال و ثروتش زیاد گردید، و
تجارتش رونق بسیار گرفت. در آنار مسجد، محلى را براى آسب و آار خود انتخاب آرد و به خرید و
فروش، مشغول گردید.
آم آم رسول خدا صلى الله علیه وآله دید آه بلال حبشى وقت نماز را اعلام آرده ولى هنوز سعد
سرگرم خرید و فروش است، نه وضو گرفته و نه براى نماز آماده مى شود.
پیامبر صلى الله علیه وآله وقتى او را به این وضع دید، به او فرمود:
« یا سَعد شَغَلتک الدّنیا عن الصّلاة »
«. اى سعد! دنیا تو را از نماز بازداشت »
او در پاسخ چنین توجیه م ىآرد و مى گفت:
ما اصنع؟ اضیع مالى، هذا رجل قد بعته فترید ان استوفى منه و هذا رجل قد اشتریت منه فارید »
« ان اوفیه
چه آار آنم؟ ثروتم را تلف آنم؟ به این مرد متاعى فروخته ام، مى خواهم پولش را بستانم و از این »
«.(؟ مرد متاعى خریده ام مى خواهم قیمتش را بپردازم. (آیا با این وضع مى توانم در نماز شرآت آنم
رسول خدا صلى الله علیه وآله در مورد سعد، آن چنان ناراحت و غمگین شد آه این بار اندوه رسول
خدا صلى الله علیه وآله شدیدتر از آن هنگام بود آه سعد در فقر و تهیدستى به سر مى برد.
جبرئیل بر پیامبر صلى الله علیه وآله نازل شد و عرض آرد: خداوند اندوه تو را در مورد سعد دریافت،
آدامیک از این دو حالت را در مورد سعد دوست دارى آیا حالت اول یعنى حالت فقر و تهیدستى او و
توجه او به نماز و عبادت را دوست دارى؟ یا حالت دوم او را آه بى نیاز است ولى توجه به عبادت
ندارد؟
پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود: حالت اولى او را دوست دارم، چرا آه حالت دوم او باعث شد آه
دنیایش، دینش را ربود و برد. جبرئیل گفت:
« إنّ حبّ الدّنیا و الاموال فِتنة و مَشغَلة عن الآخرة »
«. دلبستگى به دنیا و ثروت، مایه آزمایش و بازدارنده ى آخرت است »
آنگاه جبرئیل گفت: آن دو درهم را آه به او قرض داده بودى از او بگیر آه در این صورت وضع او به
حالت اول بر م ىگردد.
رسول خدا صلى الله علیه وآله به سعد فرمود: آیا نمى خواهى دو درهم مرا بدهى؟. سعد گفت:
بجاى آن دویست درهم م ىدهم.
پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود: همان دو درهم مرا بده، سعد دو درهم آن حضرت را داد. از آن پس
دنیا به سعد پشت آرد و تمام اموالش آ مآم از دستش رفت و زندگیش به حالت اول بازگشت.(
( وسائل الشیعه، ج ١٢ ص ٢٩٧ تا ٢٩٨
این داستان هشدارى است براى آنان آه دل به دنیا سپرده اند و آم آم از امور آخرت بریده اند تا به
جایى آه تنها در مجالس ترحیم بستگان خود در مسجد دیده مى شوند!.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo