X
تبلیغات
رایتل

حضرت مهدی(عج) در صحاح اهل سنت

1389,09,23 ساعت 05:35


صحیح ترمذى 2/ 36] در باب احادیثى که درباره امام مهدى (عج) رسیده است، به سند خود، از «عاصم بن بهدله» از «زرّ» از «عبد الله» روایت کرده است که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: دنیا به پایان نمى‏رسد مگر اینکه مردى از خاندانم که همنام من است، ریاست تامّه عرب را بر عهده مى‏گیرد.

 «ترمذى» در همان باب، این حدیث را از حضرت على علیه السلام، «ابو سعید»، «ام سلمه» و «ابو هریره» نقل کرده است.

مؤلف گوید: «ترمذى» حدیث مذکور را به طریق دیگرى آورده است که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: مردى از خاندانم که همنام من است، امور عرب را به عهده مى‏گیرد. در این روایت بجاى «یملک»، «یلى»، آمده است.

از «عاصم» نقل مى‏کند که «ابو صالح» از «ابو هریره» روایت کرده است که اگر از عمر جهان، حتّى بیش از یک روز نمانده باشد، خداى تعالى همان یک روز

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 334

را چنان طولانى مى‏سازد، تا مهدى (عج) ظهور کند و امور عالم را عهده‏دار گردد.

 «ابو داود» این حدیث را در کتاب «صحیح» در بخش احوال مهدى (عج)، مجلد بیست و هفت، و «ابو نعیم» در [حلیة 5/ 75]

و «احمد بن حنبل» در [مسند 1/ 376] آورده‏اند. و «احمد حنبل» مى‏گوید: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: قیامت برپا نمى‏شود مگر آنگاه که مردى از خاندانم که همنام من است ظهور کند و در صفحه 376 گفته است: روزها به شب نمى‏رسد و روزگار منقضى نمى‏شود مگر آنگاه که مردى از خاندان رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله امور عرب را به عهده بگیرد. و در صفحات 377 و 430 و 448 همین روایت را متعرض است و «خطیب بغدادى» در [تاریخ بغداد 4/ 388] به نقل این حدیث پرداخته است.

 [کنز العمال 7/ 188] چنین آورده است که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مى‏فرمود:

مردى از خاندانم که همنام من و در اخلاق و رفتار مثل من است، ظهور مى‏کند و دنیا را پر از عدل و داد مى‏کنند، در حالیکه لبریز از ظلم و جور شده است.

 «طبرانى» این حدیث را ذکر کرده است.

 [ذخائر العقبى ص 136] به سند خود، از «حذیفه» روایت دارد که رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود: اگر از عمر دنیا، جز یک روز باقى نماند، خداى تعالى همان یک روز را آنچنان طولانى مى‏سازد، تا مردى از فرزندانم که همنام من است ظهور نماید. «سلمان» که حضور داشت، پرسید: حضرت مهدى از صلب کدامیک از فرزندان شماست؟ رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله دست بر پشت حسین علیه السلام نواخت و فرمود:

از صلب این فرزندم.

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 335

باب دوّم هنگام ظهور مهدى (عج)، حضرت عیسى علیه السلام پشت سر ایشان نماز مى‏گزارد و حاضر نمى‏شود، حضرت بقیة اللّه (عج) به وى اقتدا نماید

 [صواعق محرقه ابن حجر ص 98] به سند خود، به طریق مرفوع، از «طبرانى» نقل مى‏کند که هنگام ظهور حضرت مهدى (عج)، حضرت عیسى بن مریم علیهما السّلام، از آسمان فرود مى‏آید در حالیکه به نظر مى‏رسد از موهایش قطرات آب مى‏ریزد، سپس حضرت ولى عصر (عج) پیشنهاد مى‏کند جلو بایستید تا مردم نماز خود را با اقتداى به شما بجاى آورند. حضرت عیسى علیه السلام مى‏فرماید: این صفوف جماعت به خاطر شما منعقد شده است. رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله مى‏فرماید: آرى عیسى علیه السلام است که پشت سر مردى از فرزندان من نماز مى‏گزارد.

در «صحیح ابن حبّان» هم نظیر همین حدیث در امامت امام حضرت مهدى (عج) روایت شده است.

 [کنز العمال 7/ 187] چنین آمده است: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در مقام مفاخرت فرمود: از ما کسى وجود مى‏یابد و ظهور مى‏کند که عیسى بن مریم علیهما السّلام پشت‏سر

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 336

او نماز مى‏خواند و به وى اقتدا مى‏کند.

 «ابو نعیم» این حدیث را در کتاب «المهدى» از «ابو سعید» از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله روایت مى‏کند.

مؤلف گوید: «مناوى» در [متن فیض القدیر 6/ 17] و در شرح آن، مى‏نویسد: حضرت عیسى علیه السلام در بامداد بر مناره سفید رنگى که در جانب شرقى دمشق قرار گرفته است فرود مى‏آید، در حالیکه حضرت بقیة الله (عج) آماده برگزارى نماز صبح است. حضرت بقیة الله (عج) به حضرت عیسى علیه السلام خوش آمد مى‏گوید و از وى مى‏خواهد که جلو بایستد و او اقتدا نماید. حضرت عیسى علیه السلام این پیشنهاد را نمى‏پذیرد، پس حضرت بقیة الله (عج) جلو مى‏ایستد و حضرت عیسى علیه السلام نماز صبح را با اقتداى به آن حضرت بجاى مى‏آورد.

 «متقى» گوید: این کار حضرت عیسى علیه السلام ثابت مى‏کند که حضرت مهدى (عج) در پایه فضیلت و شرافت در این امّت تا کجاست که پیغمبر بزرگوار و اولوالعزمى مانند عیسى علیه السلام به امام زمان (عج) اقتدا مى‏کند. «متقى» مطالب دیگرى هم در بیان خود دارد که به همین مختصر بسنده کردیم.

 [مسند امام احمد حنبل 3/ 345] به سند خود، از «جابر» نقل مى‏کند که از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنید، مى‏فرمود: پیوسته امت من براى دوام حق و پابرجائى آن با مخالفان نبرد مى‏کنند و نبرد خود را تا روز قیامت ادامه مى‏دهند. آنگاه گفت:

حضرت عیسى بن مریم علیهما السّلام نازل مى‏شود و امیر مسلمانان پیشنهاد مى‏کند که پیش بایستید و نماز گزارید تا به شما اقتدا کنیم. عیسى علیه السلام مى‏گوید: چنین کارى نمى‏کنم؛ براى اینکه برخى از شما بر برخى دیگر امیرید و خدا این امت را گرامى داشته است.

مؤلف گوید: این حدیث را در صفحه 384 به طریق دیگر روایت کرده است.

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 337

 [مسند امام حنبل 3/ 367] به سند خود، از «جابر بن عبد الله» روایت مى‏کند که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: زمانیکه دین اسلام به حالت خفقان درآید و علم و دانش الهى بر مردم پشت کند، «دجّال» خروج مى‏کند (تا آنجا که مى‏گوید) عیسى علیه السلام نازل مى‏شود، در حالیکه صفهاى جماعت منعقد شده و مردم آماده برپائى نماز هستند، به آن حضرت مى‏گویند: یا روح الله! جلو بایستید تا در نماز به شما اقتدا کنیم. مى‏فرماید: امام شما باید جلو قرار بگیرد تا شما به او اقتدا کنید.

 (حدیث ادامه دارد) مؤید صحت این حدیث روایتى است در «صحیح بخارى» در کتاب «آغاز آفرینش» در باب نزول عیسى بن مریم علیهما السّلام، که به سند خود، از «نافع»، آزاده شده «ابو قتاده انصارى» روایت مى‏کند که «ابو هریره» گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله خطاب به ما مى‏فرمود: چه حال و چه موقعیتى دارید هنگامى که پسر مریم علیهما السّلام در میان شما ظاهر گردد، در حالیکه امام شما از خود شماست؟

 «مسلم» این حدیث را در «صحیح» در کتاب «ایمان» در باب نزول حضرت عیسى- على نبیّنا و آله و علیه السلام- و «احمد حنبل» در [مسند 2/ 336] آورده‏اند.

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 338

باب سوّم مهدى (عج) از اهل بیت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و از فرزندان فاطمه علیها السّلام و از صلب حسین علیه السلام است‏

مؤلف گوید: پیش از این در باب اول و دوم حتى در باب چهارم و پنجم همین بخش نیز احادیثى که در رابطه با این حقیقت است که حضرت مهدى (عج) از اهل بیت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله است، ذکر کرده‏ایم و اینک باقیمانده آن را بطور مستقل مى‏آوریم.

 [صحیح ابن ماجه‏] در ابواب جهاد در باب ذکر دیلم، به سند خود، از «ابو هریره» روایت مى‏کند که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: اگر از عمر دنیا، جز یک روز باقى نمانده باشد، همان یک روز را خداى تعالى آنقدر طولانى مى‏سازد تا مردى از اهل بیت من، کوه دیلم و قسطنطنیه را در اختیار خود درآورد.

 [همان کتاب‏] در «ابواب الفتن» در باب ظهور مهدى (عج)، به سند خود، از حضرت على علیه السلام روایت مى‏کند که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: مهدى (عج) از اهل بیت من است؛ خداى تعالى براى برقرارى صلح و رفع بى‏عدالتى، در شبى از

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 339

شبها او را برمى‏انگیزد.

مؤلف گوید: «ابو نعیم» در [حلیة 3/ 177] همین حدیث را نقل کرده است و بجاى «شب»، «دو روز» را آورده است و «احمد حنبل» هم در [مسند 1/ 84] و «سیوطى» در «الدّر المنثور» در تفسیر سوره «محمد» به ذکر آن پرداخته‏اند و «سیوطى» گفته است: «ابن ابى شیبه»، «احمد» و «ابن ماجه» این حدیث را از حضرت على علیه السلام روایت کرده‏اند.

 [صحیح ابن ماجه‏] در «ابواب الفتن» در باب ظهور حضرت مهدى (عج)، به سند خود، از «عبد الله» روایت مى‏کند، هنگامى که حضور رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شرفیاب بودیم، گروهى از جوانان بنى هاشم از آنجا عبور مى‏کردند، همین که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آنها را دید، دیدگانش اشک آلود شد و رنگ چهره مبارکش تغییر کرد. عرض کردیم: یا رسول الله! آرزو مى‏کنیم که هرگز چهره شما را غمناک و متأثر نبینیم! فرمود: ما خاندانى هستیم که خداى تعالى آخرت را بجاى دنیا براى ما برگزیده است. و من یقین دارم پس از درگذشت من، اهل بیتم گرفتار شکنجه امتم قرار مى‏گیرند طوریکه آنها را از پاى درمى‏آورند و از شهرى به شهرى و از مکانى به مکان دیگر، آواره‏شان مى‏سازند. و این رفتار را همواره ادامه مى‏دهند تا هنگامى که مردمى از جانب مشرق با پرچمهاى سیاه ظهور مى‏کنند، اینان از مردم درخواست خیر مى‏کنند. مردم به آنها پاسخ درستى نمى‏دهند در نتیجه با آنها نبرد مى‏کنند و پیروز مى‏شوند. و آنچه را خواسته‏اند به آنها مى‏دهند لیکن آنها نمى‏پذیرند و بدین حال به سر مى‏برند تا اختیارات کامل را در دست مردى از اهل بیت من قرار دهند. او هم به حسب وظیفه‏اى که دارد با مخالفان نبرد مى‏کند تا دنیا را همانطور که بى‏عدالتى فراگرفته است، از عدل و داد لبریز سازد.

اینک کسى که آنها را دریابد دست از دامن آنها برندارد هر چند هم در شدت سرما و ناراحتى باشد.

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 340

مؤلف گوید: «محب طبرى» این حدیث را در [ذخائر ص 17] نقل کرده و اظهار داشته «ابو حاتم بن حبّان» این حدیث را روایت کرده است.

 «سیوطى» هم در «الدّر المنثور» ذیل تفسیر آیه شریفه فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً؛ هیچ انتظارى ندارند جز اینکه قیامت ناگهان برپا شود. در سوره «محمد» که سوره قتال نیز نامیده مى‏شود، گفته است «ابن ابى شیبه» این حدیث را نقل نموده است.

 [صحیح ابن داود جلد 27] در کتاب «المهدى»، به سند خود، از «ابو طفیل» از حضرت على علیه السلام از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله نقل کرده است که اگر از روزگار، جز یک روز باقى نمانده باشد، خداى تعالى مردى از اهل بیت مرا برمى‏گمارد تا دنیا را پر از عدل و داد نماید، همانطور که پر از ظلم و جور شده است.

 [مستدرک حاکم 4/ 557] به سند خود، از «ابو سعید خدرى» از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله روایت مى‏کند که قیامت برپا نمى‏شود مگر زمانیکه روى زمین لبریز از ظلم و جور و عداوت و دشمنى شود، آنگاه از خاندانم شخصى قیام مى‏کند که روى زمین را لبریز از عدل و داد مى‏سازد، در حالیکه پر از ظلم و عداوت شده است.

 «حاکم» گوید: این حدیث طبق نظر «مسلم» و «بخارى» صحیح است.

مؤلف گوید: این حدیث را «ابو نعیم» در [حلیة 3/ 101] با اندک اختلاف لفظى و «احمد بن حنبل» در [مسند 3/ 36] روایت کرده‏اند و محدثان دیگر هم به نقل آن پرداخته‏اند.

 [همان کتاب 4/ 558] به سند خود، از «ابو سعید خدرى» روایت مى‏کند که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: روزگارى خواهد آمد که زمین پر از ظلم و جور مى‏شود، در این هنگام مردى از خاندان من ظهور مى‏کند.

 «حاکم» گوید: این حدیث طبق نظر «مسلم»، صحیح است.

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 341

 [مسند امام احمد حنبل 1/ 99] به سند خود، از حضرت على علیه السلام از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله روایت مى‏کند که اگر از عمر دنیا، بیش از یک روز باقى نمانده باشد، خداى تعالى مردى از خاندان ما را برمى‏گزیند تا دنیا را همانگونه که پر از ظلم و جور شده، لبریز از عدل سازد.

مؤلف گوید: «سیوطى» این حدیث را در «الدر المنثور» در تفسیر سوره «محمد» آورده و مى‏نویسد: «ابن ابى شیبه» و «احمد» و «ابو داود» آنرا از حضرت على علیه السلام روایت کرده‏اند.

 [اسد الغابه 1/ 259] از رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله نقل مى‏کند که پس از ارتحالم، خلفائى بر مردم خلافت مى‏کنند، سپس امرائى روى کار مى‏آیند و بر مسند امارت تکیه مى‏زنند و پس از آنها، پادشاهان ستمکارى بر مردم سلطنت مى‏کنند.

سرانجام مردى از خاندانم ظهور مى‏کند که دنیا را پر از عدل و داد مى‏سازد، همانطور که مملو از ظلم و جور شده است. در [5/ 155] روایت مى‏کند: پس از امراء، پادشاهان روى کار مى‏آیند و بعد از ایشان، ستمگرانى امور مردم را به عهده مى‏گیرند، آنگاه مردى از خاندان من ظهور مى‏کند.

مؤلف گوید: «ابن عبد البر» در [استیعاب 1/ 85]، «ابن حجر» در [اصابه 7/ 30]، «متقى» در [کنز العمال 7/ 186] و «طبرانى» هم این حدیث را نقل کرده‏اند.

 [کنز العمال 6/ 44] چنین آمده است: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله خطاب به «عوف»، فرمود: اى عوف! چگونه خواهى بود و چه عکس العملى نشان خواهى داد، اگر امتم به هفتاد و سه فرقه تقسیم شوند؟ یک فرقه از آنها بر حق‏اند و اهل بهشت‏اند و مابقى- هفتاد و دو فرقه دیگر- بر باطل و اهل دوزخ‏اند «1» (تا آنجا که فرمود) پس‏

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 342

از این، فتنه‏اى ظاهر مى‏شود که همه جا را تار مى‏سازد. پس از آن، آتش فتنه‏ها یکى بعد از دیگرى زبانه مى‏کشد تا مردى از خاندانم به نام «مهدى» (عج) ظهور مى‏کند. پس اگر او را درک کردى، از وى پیروى کن تا در نتیجه از هدایت‏یافتگان و مهتدیان باشى.

 «طبرانى» این حدیث را از «عوف بن مالک» روایت کرده است.

 [کنز العمال 7/ 263] از حضرت على علیه السلام روایت مى‏کند که به عرض رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله تقدیم داشتم: آیا مهدى از ما آل محمد است یا از دیگرى است؟

فرمود: مهدى از ما آل محمد است، او خاتم ما آل محمد است چنانکه ما فاتح آل محمد بودیم.

 «نعیم بن حمّاد»، «طبرانى»، «ابو نعیم» و «خطیب» این حدیث را روایت کرده‏اند.

مؤلف گوید: «هیثمى» این حدیث را در [مجمع 7/ 316] مبسوطتر بیان کرده است. از حضرت على بن ابیطالب علیه السلام روایت مى‏کند که از حضرت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله پرسیدم: آیا مهدى از آل محمد است یا از خاندان دیگرى است؟ فرمود:

مهدى از ما خاندان است. ختم ولایت به ماست چنانکه شروع و فتح آن به ما بود.

از برکت ماست که مردم از شرک نجات پیدا کردند و بوسیله ما بود که خداى تعالى الفتى در دلها بوجود آورد.

 «طبرانى» این حدیث را در «الاوسط» متعرض است.

 [همان کتاب 7/ 186] چنین آمده است: پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود: مهدى مردى است از فرزندان من و چهره‏اش مانند ستاره درخشان، مى‏درخشد.

 «رویانى» این حدیث را از «حذیفه» روایت مى‏کند.

مؤلف گوید: «ابن حجر» این حدیث را در [صواعق ص 98] متذکر است و مى‏گوید: «رویانى» هم آن را نقل کرده است.

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 343

 [حلیة الاولیاء ابو نعیم 3/ 184] به سند خود، از «جابر» از ابو جعفر علیه السلام روایت مى‏کند که خداى تعالى در دلهاى شیعیان ما رعب انداخته و هنگامى که قائم (عج) ما قیام مى‏کند و مهدى ما ظاهر مى‏شود، هر یک از مردان شیعه ما دلاورتر از شیران ژیان و برّنده‏تر از نیزه‏هاى تیزاند.

 [ذخائر العقبى ص 44] به سند خود، از «ابو ایوب انصارى» روایت کرده است که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله خطاب به فاطمه زهرا علیها السّلام، فرمود: پیغمبر ما، بهترین پیغمبران است و او پدر تو است و شهید ما، بهترین شهیدان است و او «حمزه»، عموى پدر تو است. و از ما خانواده بزرگوارى است که خداى تعالى دو بال به او مرحمت فرموده است تا در بهشت به هر کجا که بخواهد پرواز نماید و او «جعفر»، پسر عموى تو است. و از خاندان ما دو سبط این امت حسن و حسین علیهما السّلام هستند که دو فرزند تو باشند و از خاندان ما، مهدى (عج) مى‏باشد.

 «طبرانى» این حدیث را در «مجمع» ذکر کرده است.

مؤلف گوید: «هیثمى» این حدیث را در [مجمع 9/ 166] نقل کرده و «طبرانى» هم در «الصغیر» به ایراد آن پرداخته است.

 [سیوطى در الدّر المنثور] در تفسیر سوره «محمد»، مى‏نویسد: «ابن ابى شیبه» از «ابو سعید خدرى» روایت مى‏کند که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: مردى از اهل بیت من ظهور مى‏کند و این در حالى است که زمان به انقطاع رسیده و فتنه‏ها همه جا را فرا گرفته، و عطاى او عمومى است.

 «سیوطى» گوید: «ترمذى» و «نعیم بن حمّاد» از «ابو هریره» نقل کرده‏اند که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: در آخر الزّمان، امت من از ناحیه پادشاهان به دشوارترین وضعى گرفتار مى‏شوند تا آنجا که زمین پهناور بر آنها تنگ مى‏شود. در این هنگام حق تعالى، مردى از خاندان مرا برمى‏انگیزد تا زمین را که ظلم و جور فرا گرفته است، مملو از عدل و داد نماید. او شخصیتى است که ساکنان آسمان و زمین از او

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 344

خرسند مى‏باشند. در آن دوران زمین بار محصور خویش را مى‏دهد و چیزى را در خود پنهان نمى‏سازد. و به همین نسبت آسمان، قطره‏اى از باران را در خود نگاه نمى‏دارد و چنانکه باید، مى‏بارد. آن بزرگوار، مدت هفت یا هشت یا نه سال، در میان مردم زندگى مى‏کند.

 [صحیح ابو داود 27/ 134] به سند خود، از «ام سلمه» روایت مى‏کند که از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم که مى‏فرمود: مهدى، از عترت من و از فرزندان فاطمه علیها السّلام است.

مؤلف گوید: «ابن ماجه» این حدیث را در «صحیح» در «ابواب الفتن» در باب ظهور مهدى (عج)، روایت مى‏کند که مهدى (عج)، از فرزندان فاطمه علیها السّلام است. «حاکم» همین حدیث را در [مستدرک 4/ 557] روایت مى‏کند و مى‏گوید:

حقیقت آنست که مهدى (عج)، از فرزندان فاطمه علیها السّلام است. به طریق دیگر هم این حدیث را روایت کرده است که مهدى (عج)، از فرزندان فاطمه علیها السّلام است.

 «سیوطى» هم در «الدّر المنثور» در تفسیر سوره «محمد» مى‏گوید: این حدیث را «ابو داود» و «ابن ماجه» و «طبرى» و «حاکم» از «ام سلمه»، روایت کرده‏اند.

 [کنز العمال 7/ 261] از حضرت على علیه السلام روایت مى‏کند، حضرت على علیه السلام فرمود: مهدى (عج)، از نسل ما و از فرزندان فاطمه علیها السّلام است.

 «نعیم» این حدیث را ذکر کرده است.

 [همان کتاب 6/ 218] چنین آورده است: مژده باد تو را، اى فاطمه! که مهدى، از وجود تو است.

 «ابن عساکر» این حدیث را از امام حسین علیه السلام روایت مى‏کند.

مؤلف گوید: این حدیث را در [7/ 259] آورده است.

 [ذخائر العقبى ص 136] به سند خود، از «حذیفه» روایت مى‏کند که رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود: اگر از عمر دنیا، جز یک روز باقى نمانده باشد، خداى‏

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 345

تعالى همان یک روز را آنقدر طولانى مى‏فرماید، تا مردى را از فرزندانم که هم اسم من است برانگیزد.

 «سلمان» پرسید: مهدى از کدامیک از فرزندان شماست؟ فرمود: از این فرزندم و دست مبارک را به شانه امام حسین علیه السلام نواخت.

 [کنوز الحقایق مناوى ص 152] رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله خطاب به امام حسین علیه السلام فرمود: مهدى (عج)، از فرزندان تو است.

 [همان کتاب ص 135] به سند خود، از «على بن هلالى» از پدرش روایت مى‏کند، هنگامى که رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله آخرین روزهاى عمر خود را سپرى مى‏کرد و سرانجام هم درگذشت حضور مبارکش شرفیاب شدم و این در حالى بود که فاطمه علیها السّلام در بالاى سر مبارک نشسته بود. و از اینکه پدر ارجمندش در حال نزع بود بلند مى‏گریست، چنانکه صداى گریه‏اش به گوش رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله رسید.

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله سر برداشت و نگاهى به فاطمه علیها السّلام کرد (تا آنجا که فرمود) اى فاطمه! به خدایى که مرا به راستى فرستاده است، مهدى این امت، از نسل حسن و حسین علیهما السّلام است. و فرمود: اگر در دنیا هرج و مرج بوجود بیاید و آتشهاى فتنه‏گرى از هر سو زبانه بکشد و راه‏ها بسته شود و مردم علیه یکدیگر دست چپاول دراز کنند چندان که کوچک به بزرگ احترام نگذارد و بزرگ به کوچک رحم ننماید، در آن هنگام است که خداى عزّ و جلّ کسى را برمى‏گمارد که حصارهاى گمراهى را ویران کند و دلهاى تاریک از دشمنى خدا و رسول و اولیاى او را از آلودگى پاک کرده و روشن گرداند. آرى، او در آخر الزّمان پیکره دین را استوار مى‏دارد، همانطور که من در اول بعثت به پایدارى آن همت گماشتم. و زمین را پر از عدل و داد مى‏کند، همانگونه که پر از ظلم و جور شده است.

 «حافظ ابو العلاء همدانى» این حدیث را نقل کرده است.

 [ذخائر العقبى ص 136] به سند خود، از «ابو ایوب انصارى» روایت‏

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 346

مى‏کند که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: مهدى این امت، از نسل امام حسن و امام حسین علیهما السّلام است.

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 347

باب چهارم مدت خلافت حضرت مهدى (عج)

 [صحیح ترمذى 2/ 36] در باب «ما جاء فى المهدى»، به سند خود، از «زید عمّى» از «ابو صدیق ناجى» از «ابو سعید خدرى» روایت کرده که گفت: از پیشآمد ناگوارى که پس از رحلت رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به وقوع مى‏پیوندند نگران بودیم.

در این خصوص از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله سؤالى کردیم. فرمود: مهدى (عج) در این امت است. پس از آنکه ظهور کرد، مدت پنج سال یا هفت سال یا نه سال (تردید از «زید» است) زندگى مى‏کند. پرسیدم: ظهور آن حضرت (عج) در چه زمانى خواهد بود؟ در پاسخ فرمود: سالها طول مى‏کشد تا او ظهور کند. حضرت فرمود:

مردى به حضورش مى‏رسد تقاضاى اعطا مى‏کند. مهدى (عج) جامه یا هر چه را که همراه دارد مملو از عطیه مى‏سازد و تا حدّى که توانائى حمل آن را دارد، به وى اعطا مى‏فرماید! مؤلف گوید: «احمد حنبل» این حدیث را در [مسند 3/ 21] روایت مى‏کند.

 [صحیح ابو داود 27/ 136] به سند خود، از «ابو سعید خدرى» نقل‏

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 348

مى‏کند که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: مهدى از من است، پیشانیش پهن و بینیش کشیده و زیباست. زمین را پر از عدل و داد مى‏کند، همانگونه که پر از ظلم و جور شده است و هفت سال حکومت مى‏کند.

مؤلف گوید: «حاکم» در [مستدرک 4/ 557] نقل کرده که مهدى (عج)، از ما خاندان است. بینى او کشیده و زیباست و پیشانیش پهن و درخشان. زمین را لبریز از عدل و داد مى‏کند، همانگونه که مملو از ظلم و جور شده است و مدت زندگى آن حضرت را این چنین بیان فرمود: تمام دست چپ را گشود و دو انگشت شهادت و شصت دست راست را ظاهر کرد و سه انگشت دیگر را خوابانید. کنایه از آنکه آن حضرت مدت هفت سال خلافت بر حق مى‏کند.

 «حاکم» مى‏گوید: این حدیث طبق نظر و شرائط روائى «مسلم»، از احادیث صحیح است لیکن در کتابش ذکر نکرده است.

 [مسند امام احمد حنبل 3/ 17] به سند خود، از «ابو سعید خدرى» نقل مى‏کند که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: قیامت برپا نمى‏شود مگر آنگاه که مردى از خاندان من که رخسارى درخشان و بینى کشیده‏اى دارد، ظاهر شود و زمین را لبریز از عدل و داد کند، همانگونه که مملو از ظلم و جور شده است. و دوران خلافت آن حضرت هفت سال است.

 [هیثمى در مجمع 7/ 315] به سند خود، از «ابو هریره» روایت مى‏کند که خلیل من، ابو القاسم صلّى اللّه علیه و آله، فرمود: قیامت برپا نمى‏شود مگر آنگاه که مردى از خاندان من ظهور کند و مردم را تنبیه کند تا از باطل دست بردارند و به حق و حقیقت گرایش پیدا کنند. پرسیدم: مهدى شما چند سال حکومت مى‏کند؟

فرمود: هفت سال.

 «ابو یعلى» این حدیث را روایت کرده است.

 [همان کتاب 7/ 317] به سند خود، از «ابو سعید خدرى» روایت مى‏کند

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 349

که از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم که مى‏فرمود: مردى از امت من ظهور مى‏کند که آنچه مى‏گوید، موافق سنت من است. خداى تعالى از برکت وجود او از آسمان باران نازل مى‏کند و گیاهان زمین را از فیض آن حضرت (عج) ظاهر مى‏سازد و زمین را پر از عدل و داد مى‏کند، همانگونه که پر از ظلم و جور شده است. او مدت هفت سال بر مردم حکومت مى‏کند. و در بیت المقدس فرود مى‏آید.

 «ترمذى» و «ابن ماجه» این روایت را بطور مختصر نقل کرده‏اند.

 [مستدرک حاکم 3/ 554] به سند خود، از «ابو طفیل» از «محمد بن حنفیّه» روایت مى‏کند که حضور حضرت على علیه السلام شرفیاب بودیم، مردى از حضرت على علیه السلام درباره مهدى (عج) سؤال کرد. حضرت فرمود: سؤال بسیار مهمى است. سپس هفت بند از انگشتان خود را شمرد و فرمود: مهدى در آخر الزمان ظهور مى‏کند و این در حالیست که اگر مردى «اللّه اللّه» بگوید کشته مى‏شود! در آن روزگار تفرقه در میان مردم بوجود مى‏آید. خداى تعالى، آنها را که مانند ابرهاى پراکنده‏اى که در آسمانند، گرد مى‏آورد و الفتى در دلهاى آنان ایجاد مى‏کند. چندان که از کسى ترس و بیمى ندارند و از ناکسان احساس خوشحالى نمى‏کنند. تعداد اینان به اندازه اصحاب بدر است. از اوصافى برخوردارند که پیشینیان در آن اوصاف بر آنها پیشى نگرفته‏اند و آیندگان هم از ادراک اوصاف آنان درمانده مى‏باشند. عدد آنان به اندازه عدد اصحاب طالوت است که همراه او از نهر عبور کردند.

 «ابو طفیل» گفته است: «ابن حنفیّه» اظهار داشت: آیا علاقه‏اى به دیدار او دارى؟ گفتم: آرى! «ابن حنفیّه» گفت: از میان این دو چوب ظاهر مى‏شود.

 «ابو طفیل» گفت: تا زنده‏ام از آنها نگهدارى مى‏کنم. بارى او به مقصود نرسید و در مکه درگذشت.

 «حاکم» گفته است: این حدیث طبق نظر «بخارى» و «مسلم»، از احادیث‏

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 350

صحیح است لیکن این حدیث را در کتابشان نیاورده‏اند.

 [همان کتاب 4/ 557] به سند خود، از «ابو سعید خدرى» روایت مى‏کند که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: در آخرین مدت امّت من، مهدى ظهور مى‏کند. خداى تعالى باران رحمتش را بر او و بر پیروانش نازل مى‏کند و زمین از برکت وجود او گیاهان خود را ظاهر مى‏سازد و همه جا را سرسبز مى‏گرداند و اموال پاکیزه در اختیار او قرار مى‏گیرد. چهارپایان زیاد مى‏شود و امت اسلامى به عظمت و موقعیت خود مى‏رسد و هفت یا هشت سال زندگى مى‏کند.

 «حاکم» گوید: این حدیث از نظر «بخارى» و «مسلم»، صحیح است. لیکن آنها حدیث مزبور را ذکر نکرده‏اند.

 [صحیح ابن ماجه‏] در ابواب الفتن در باب ظهور مهدى (عج)، به سند خود، از «ابو سعید خدرى» روایت مى‏کند که پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود: مهدى، در امت من است و هرگاه ظاهر شود و به وظایف خود عمل کند، کمترین مدت حکومتش هفت سال و بیشترین مدت آن نه سال خواهد بود. در حکومتش مردم از همه نعمتها برخوردار خواهند بود، چنانکه پیش از آن از این همه بهره‏مند نبودند.

زمین تمام آنچه را انسان از آن کامیاب مى‏شود در اختیار مى‏گذارد و چیزى را ذخیره نمى‏کند. ثروت در آن روزگار مانند کودهاى گندم روى هم انباشته است و بسادگى در اختیار همگان قرار مى‏گیرد، آنچنانکه مردى به عرض مى‏رساند: اى مهدى! عطیه‏اى به من کرم کنید. بلافاصله مى‏فرماید: بگیر! مؤلف گوید: «حاکم» این حدیث را در [مستدرک 4/ 558] نقل مى‏کند.

 [مسند امام احمد حنبل 3/ 28] به سند خود، از «ابو سعید» روایت مى‏کند که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: در آخرالزمان، زمین از ظلم و جور مملو مى‏شود.

در این هنگام مردى از خاندان من ظهور مى‏کند که در مدت هفت سال یا نه سال که زمام را کاملا در دست قدرت خود دارد، زمین را پر از عدل و داد مى‏کند.

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 351

مؤلف گوید: این حدیث را در صفحه 70 به طریق دیگر یاد کرده است.

 [مستدرک حاکم 4/ 465] به سند خود، از «ابو سعید خدرى» روایت مى‏کند که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: در آخرالزمان امت من به گرفتارى سختى که از ناحیه پادشاه آن روزگار ایجاد مى‏شود، مبتلا مى‏گردند. آرى، گرفتارئى که ناراحت‏کننده‏تر از آن به گوش نرسیده است بطوریکه در مدّت کوتاهى زمین به این فراخى بر آنها تنگ مى‏شود و زمین را ظلم و جور فرا مى‏گیرد و آتش فتنه و فساد از هر سو زبانه مى‏کشد و بندگان مؤمن خدا پناهگاهى ندارند که از دست ظلم و جور به آنجا پناه ببرند. در این گیر و دار خداى تعالى بر مردم منّت مى‏گذارد و مردى از خاندان مرا بر مى‏گمارد تا زمین را مملو از عدل و داد کند، همانگونه که از ظلم و جور پر شده است. در این هنگام، ساکنان آسمان و زمین از حضرتش (عج) خرسند و دلشادند و زمین از بذرهاى خود چیزى را ذخیره نمى‏کند و همه آنها را در اختیار نیازمندان از انسان و حیوان قرار مى‏دهد و به همین نسبت آسمان هم چیزى از باران را ذخیره نمى‏سازد و بارانهاى رحمت خود را بر آنان نازل مى‏کند. او مدت هفت سال یا هشت سال یا نه سال، در میان مردم با کمال خوبى و خیرخواهى حکومت مى‏کند و چنان، آن دوران خوب خواهد بود که مردگان هم تقاضاى زنده شدن را مى‏کنند تا از آرامش و آسایش مردم زنده بهره‏مند گردند.

 «حاکم» گوید: این حدیث از احادیث صحیح الاسناد است.

مؤلف گوید: «احمد حنبل» مختصرى از این حدیث را در [مسند 3/ 26] آورده است.

 [مسند امام احمد حنبل 3/ 37] به سند خود، از «ابو سعید خدرى» روایت کرده که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: مژده باد شما را به ظهور مهدى (عج)! او به هنگام اختلاف امت من برانگیخته مى‏شود و زمین را از عدل و داد لبریز مى‏سازد،

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 352

همانطور که از ظلم و جور مملو شده است. ساکنان آسمان و زمین از او خرسند خواهند بود. اوست که مال خدا را درست درست تقسیم مى‏کند. یکى از حضّار پرسید: درست درست چیست؟ در پاسخ فرمود: او اموال الهى را بطور مساوى در میان مردم تقسیم مى‏کند. در این حال است که خداى تعالى دلهاى امت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله را بى‏نیاز مى‏سازد و عدالت الهى در دلهایشان استقرار مى‏یابد. و چنان ثروتمند مى‏شوند که هرگاه منادى فریاد زند: چه کسى نیاز به مال و ثروت دارد؟

هیچ‏کس پاسخ نمى‏دهد، مگر یک نفر از حاضران که اظهار نیازمندى مى‏نماید.

خطاب به او مى‏گوید: هم اکنون نزد مسئول بیت المال برو و بگو که مهدى فرمان داد پولى به من بدهى. آن مرد با مسئول بیت المال ملاقات مى‏کند و فرمان آن حضرت (عج) را به اطلاع او مى‏رساند. مسئول آن مى‏گوید: آماده باش! آنگاه دامنش را پر از سیم و زر مى‏کند. در این هنگام آن مرد اظهار پشیمانى مى‏کند و مى‏گوید: از طرز رفتار من پیداست که من از همه امت محمد صلّى اللّه علیه و آله حریص‏ترم و یا از آنچه آنها دارند، من تاب و توان آن را ندارم! براى همین پولها را به مسئول بیت المال باز پس مى‏دهد. وى نمى‏پذیرد و مى‏گوید: ما آنچه را اعطا کردیم، پس نمى‏گیریم. بدین ترتیب مدت هفت سال یا هشت سال یا نه سال سپرى مى‏شود تا آنکه به ملاء اعلى مى‏پیوندد. مردم مى‏گویند: پس از پیوستن او به ملاء اعلى، خیرى در ماندن در دنیا نیست و یا به عبارت دیگر پس از او خیرى در زندگى دنیا نمى‏باشد.

مؤلف گوید: «احمد حنبل» این روایت را در صفحه 52 با اندک اختلافى به دو طریق دیگر، نقل کرده است.

 [کنز العمال 7/ 189] رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مى‏فرماید: ظهور مهدى (عج)، در امت من است. اگر عمر او کوتاه باشد، یا هفت سال است یا هشت سال یا نه سال.

امّتم در حکومت او از هرگونه نعمتى برخوردار مى‏گردند. که مانند آن در هیچ‏

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 353

عصرى دیده نشده است. بدکار و نیکوکار از آن نعمت بى‏سابقه و غیرمنتظره بهره‏مند مى‏شوند. آسمان در موقع خود باران رحمتش را نازل مى‏کند. و زمین هم چیزى از گیاهان خود را ذخیره نمى‏سازد. و ثروت مانند کود حبوبات روى هم انباشته است. در آن هنگام، مردى برمى‏خیزد و مى‏گوید: اى مهدى! به من ثروتى ارزانى کن. بلافاصله و بدون پاسخ و پرسش مى‏فرماید: بگیر! «دار قطنى» این حدیث را در «الافراد» از «ابو هریره» و «طبرانى» در «الاوسط» از «ابو سعید»، روایت کرده‏اند.

 [هیثمى در مجمع 7/ 316] به سند خود، از «ابو هریره» روایت مى‏کند که در یکى از روزها، در حضور پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله سخن از حضرت مهدى (عج) به میان آمد. حضرت فرمود: حدّاقل عمر او، هفت سال یا هشت سال یا نه سال است. اوست که زمین را مملو از عدل و داد مى‏کند در حالیکه مملو از ظلم و جور شده است.

 «بزّاز» این حدیث را ذکر کرده است.

 [صواعق محرقه ابن حجر ص 98] اظهار مى‏دارد «رویانى» و «طبرانى» و دیگران گفته‏اند که پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود: مهدى (عج)، از فرزندان من است، چهره‏اش مانند ستاره درخشان، مى‏درخشد و رنگش، گندمگون است. اندامش متناسب و استوار است. زمین را پر از عدل و داد مى‏کند، پس از آنکه از ظلم و جور پر شده است. اهل زمین از خلافت او اظهار خرسندى مى‏کنند و پرندگان آسمان هم از خلافت او خوشحالند. مدت بیست سال حکومت مى‏کند.

 [کنز العمال 7/ 261] به سند خود، از حضرت على علیه السلام روایت مى‏کند که مهدى (عج)، مدت سى سال یا چهل سال، امارت بر مردم را عهده‏دار مى‏شود.

 «نعیم بن حماد» این حدیث را ذکر کرده است.

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 354

باب پنجم احادیثى که درباره مهدى (عج) با مضمونهاى مختلف آمده است‏

 [صحیح مسلم‏] در کتاب «فتن» در باب اینکه قیامت برپا نمى‏شود مگر اینکه مردى از انجام وظیفه‏اى که دارد آسوده‏خاطر شود، به سند خود، از «جابر بن عبد الله»- که با طرق عدیده‏اى روایت شده است- نقل مى‏کند که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: در آخرین افراد امت من، خلیفه‏اى است که مال و ثروت او از حدّ شماره بیرون است.

مؤلف گوید: «حاکم» این روایت را در [مستدرک 4/ 454] و «احمد حنبل» در [مسند 3/ 5، 48، 60، 69، 98 و 333] روایت کرده‏اند.

 [سیوطى در الدّر المنثور] در تفسیر سوره «محمد»، نقل مى‏کند که «ابن ابى شیبه» از «ابو سعید خدرى» از پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله روایت کرده که در آخرالزّمان، خلیفه‏اى بر مردم خلافت مى‏کند که حق هر کسى را بدون حساب مى‏پردازد.

 [مسند امام احمد حنبل 3/ 98] به سند خود، از «ابو وداک» از «ابو سعید خدرى» نقل کرده است که گفتم: به خدا سوگند! هیچ امیرى بر ما امارت‏

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 355

نمى‏کند، مگر اینکه بدتر از امیر پیشین است و هیچ سالى بر ما سپرى نمى‏شود، مگر اینکه بدتر از سال گذشته است. و اگر آنچه از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیده‏ام استماع نکرده بودم، همان را مى‏گفتم که آن حضرت فرموده بود. لیکن از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم که مى‏فرمود: از کسانى که بر شما امارت مى‏کنند، امیرى است که ثروت و اموال بى‏شمارى در اختیار دارد و هر گاه نیازمندى نزد او بیاید و تقاضایى از او داشته باشد، بدون پرسش و سؤال، مى‏گوید: بگیر! آن مرد هم جامه یا هر چیزى که دارد پهن مى‏کند و آنچه را تقاضا کرده به او مى‏دهد. آنگاه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ملحفه خشنى که در زیر پا داشت از زیر پا بیرون آورده و کارى را که آن مرد در آن روزگار انجام خواهد داد انجام داد پس از آن گوشه‏هاى آن زیرانداز را به هم پیچید و فرمود: به آن مرد گفته مى‏شود: بگیر و برو!

 [مسند امام احمد حنبل 3/ 317] به سند خود، از «جریرى» از «ابو نضره» روایت مى‏کند که در حضور «جابر بن عبد الله» بودیم، گفت: چیزى نمانده است که عراقى‏ها، نه از پیمانه‏اى استفاده کنند و نه از درهمى برخوردار گردند. پرسیدیم: از چه ناحیه‏اى این گرفتارى براى آنها اتفاق مى‏افتد؟ پاسخ داد:

از ناحیه عجم که آنها را از هرگونه بهره‏اى محروم مى‏دارند. سپس گفت: طولى نمى‏کشد که مردم شام از دینار و از مدّى طعام محروم خواهند شد. پرسیدیم: این واقعه از چه ناحیه‏اى براى آنها پیش مى‏آید؟ در پاسخ گفت: از ناحیه رومى‏ها که آنها را از همه چیز محروم مى‏دارند. سپس اندکى ساکت ماند بعد از آن گفت:

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مى‏فرمود: در آخرالزمان، خلیفه‏اى ظهور مى‏کند که خزانه او مملو از درهم و دینار بى‏شمار است.

 «جریرى» گفته به «ابو نضره» و «ابو العلاء» گفتم: آیا آن خلیفه «عمر بن عبد العزیز» است؟ گفتند: خیر.

 [مستدرک حاکم 4/ 463] به سند خود، از «ثوبان» روایت مى‏کند که‏

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 356

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: سه تن در کنار گنجینه شما که همگیشان خلیفه‏زاده‏اند با یکدیگر نبرد مى‏کنند و سرانجام هم هیچیک از آنها از آن گنجینه بهره‏اى نمى‏برند.

پس از آن پرچمهاى سیاهى از سوى مشرق ظاهر مى‏شود و با شما نبرد مى‏کنند بگونه‏اى که تا آن هنگام چنان نبردى اتفاق نیفتاده است. پس از آن مطالبى بیان کرد و آنگاه فرمود: هرگاه او را مشاهده کردید با وى بیعت نمائید هر چند هم در روى یخ قرار گرفته باشید و در کمال شدت به سر ببرید، و بدانید او خلیفه خدا، مهدى (عج) است.

 «حاکم» گوید: این حدیث طبق نظر و شرائط «بخارى» و «مسلم»، از اخبار صحیح است.

مؤلف گوید: «ابن ماجه» حدیث مورد نظر را در «صحیح» در ابواب «فتن» در باب ظهور مهدى (عج)، نقل کرده است و حدیث دیگرى را در همان باب، متعرض است که مناسب با باب حاضر ماست.

از «عبد الله بن حارث» از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله روایت مى‏کند: مردمى از مشرق زمین حرکت مى‏کنند به این منظور که مقام سلطنت و عزّت حضرت مهدى (عج) را ادراک نمایند.

 [همان کتاب 4/ 502] به سند خود، از «ثوبان» روایت مى‏کند هنگامى که دیدید پرچمهاى سیاه از سوى خراسان برافراشته شد، به جانب آنها با هرگونه رنجى که هست روان شوید و بدانید که خلیفه خدا حضرت مهدى (عج) با آنهاست و سایه بلند پایه‏اش بر سر آن مردم افتاده و اراده ولایتش آن پرچمها را به اهتزاز درآورده است.

 «حاکم» گوید: این حدیث طبق نظر «بخارى» و «مسلم»، حدیث صحیحى است.

مؤلف گوید: «احمد حنبل» این حدیث را در [مسند 5/ 577] نقل مى‏کند.

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 357

 [مستدرک حاکم 4/ 503] به سند خود، از «عبد الله بن عمرو» روایت مى‏کند مردم به همراهى با یکدیگر به حج بیت اللّه مى‏روند و بدون آنکه پیشوائى داشته باشند اعمال عرفه را انجام مى‏دهند و هنگامى که وارد منى مى‏شوند شخصى که مانند سگ است آنها را به چنگ و دندان خود مى‏گیرد. در این هنگام قبیله‏ها به جان یکدیگر مى‏افتند و جنگ سختى مى‏کنند چنانکه در عقبه، سیل خون جارى مى‏شود. در این هنگام به بهترین فرد خودشان پناه مى‏برند و این در حالى است که آن بزرگوار سر به خانه کعبه نهاده و گریه مى‏کند و گویا هم اکنون مى‏بینم که اشکهاى چشمش گونه او را آلوده ساخته است. آن مردم به عرض مى‏رسانند: بیایید تا با شما بیعت کنیم؟ مى‏فرماید: تفو بر شما که چه بسیار عهد مرا شکستید و چه بسیار خونهاى ناحق ریختید، سرانجام با کراهت هر چه بیشتر با آنها بیعت مى‏کند. اینک توصیه من آنست که هرگاه دست شما به دامن او رسید با وى بیعت کنید که او در زمین و آسمان، مهدى (عج) است.

 [سیوطى در الدّر المنثور] در تفسیر سوره «محمد»، اظهار مى‏دارد که «ابن ابى شیبه» از «مجاهد» روایت مى‏کند که یکى از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله گفته است: حضرت مهدى (عج) ظهور نمى‏کند، مگر آنگاه که نفس زکیّه از پاى درآید و هر گاه کاملا او شهید شد آسمانى‏ها و زمینى‏ها بر آن مردم خشمگین مى‏شوند. در این هنگام است که از آن حضرت استقبال مى‏نمایند و او را به گونه‏اى که عروس را در شب زفاف به خانه داماد مى‏برند همراهى مى‏نمایند و اوست که زمین را از عدل و داد لبریز

مى‏سازد، پس از آنکه مملو از ظلم و جور شده باشد. و از برکت وجود او زمین گیاهان خود را بیرون مى‏دهد و آسمان باران رحمت خود را نازل مى‏سازد و مردم در پرتو ولایت او از همه گونه نعمت متمتع مى‏شوند آنچنانکه هیچگاه از چنان نعمتهائى برخوردار نبوده‏اند.

 [مستدرک حاکم 4/ 514] به سند خود، از «ابن عباس» در ضمن‏

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 358

حدیثى روایت کرده است: مهدى (عج) بزرگوارى است که زمین را پس از آنکه مملو از ظلم و جور شده، مملو از عدل و داد مى‏گرداند. چندان که چهارپایان و درندگان با کمال ایمنى روز را به شب مى‏برند و زمین پاره‏هاى جگر خود را بیرون مى‏دهد. سؤال شد: پاره‏هاى جگر زمین چیست؟ در پاسخ فرمود: اسطوانه شکلهایى هستند از زر و سیم که از زمین بیرون مى‏آید.

 «حاکم» گوید: این حدیث، صحیح الاسناد است.

 [طبقات ابن سعد 4/ 4] به سند خود، از «عبد الله بن عمرو» روایت کرده است نیکبخت‏ترین مردم از برکت وجود امام مهدى (عج) مردم کوفه‏اند.

 [کنز العمال 7/ 260] به سند خود، از «قتادة» روایت مى‏کند هنگامى که حضرت مهدى (عج) ظهور مى‏کند در سن چهل سالگى است.

 «ابن عساکر» این حدیث را روایت مى‏کند.

 [همان کتاب 7/ 260] به سند خود، از حضرت على علیه السلام روایت مى‏کند، مهدى (عج) ظهور نمى‏کند مگر آنگاه که یک سوم مردم کشته شوند و یک سوم به مرگ طبیعى بمیرند و یک سوم زنده بمانند.

 [همان کتاب 7/ 260] به سند خود، از حضرت على علیه السلام روایت مى‏کند که هر گاه سروش غیبى از آسمان ندا کند که حق با آل محمد است، در این رابطه به زبان مردم مى‏افتد که مهدى (عج) ظهور مى‏کند و علاقه آن حضرت در دلها زیاد مى‏شود و یادى جز او از دیگرى نمى‏نمایند.

 «نعیم» و «ابن منادى» در «الملاحم» این حدیث را آورده‏اند.

 [همان کتاب 7/ 260] به سند خود، از حضرت على علیه السلام روایت مى‏کند، آنگاه که «سفیانى» لشکرى براى نبرد با مهدى (عج) گسیل مى‏کند، لشکریان او در «بیدا» دچار خسوف مى‏شوند. این بیچارگى که به اطلاع اهل شام مى‏رسد، طلیعه آنها مى‏گوید: مهدى (عج) ظهور کرده است باید با او بیعت کنى و از وى اطاعت‏

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 359

نمائى و در غیر اینصورت تو را مى‏کشیم. براى همین با حضرت او بیعت مى‏نماید. مهدى (عج) از آنجا حرکت مى‏کند تا وارد بیت المقدس مى‏شود و خزانه‏هاى آنجا را در اختیار درمى‏آورد و در این هنگام عرب و عجم و جنگجویان و رومیان و سلسله‏هاى مختلف دیگر از وى اطاعت مى‏کنند و جنگ و جدالى در برابر تسلیم آنها بدست مهدى (عج) پیش نمى‏آید تا آنجا که مسجدهائى در اسلامبول و امکنه دیگر بنیان مى‏کنند. و پیش از ظهور، یکى از مردان خاندانش در مشرق زمین خروج مى‏کند و مدت شش ماه شمشیر از نیام کشیده مخالفان را مى‏کشد و گوش و دماغ از آنها مى‏برد و عازم بیت المقدس مى‏شود و پیش از آنکه به آنجا برسد مى‏میرد.

 «نعیم بن حمّاد» این حدیث را روایت مى‏کند.

 [همان کتاب 7/ 261] به سند خود، از على علیه السلام روایت مى‏کند، هنگامى که پرچمهاى «سفیانى» که در میان آنها «شعیب بن صالح» است به اهتزاز درمى‏آید، مردم در آرزوى ظهور حضرت مهدى (عج) مى‏باشند در این هنگام حضرت مهدى (عج) در حالیکه پرچم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را در دست مبارک خود دارد خورشید وجودش از مکه طلوع مى‏کند و دو رکعت نماز مى‏گزارد و این در حالى است که مردم از ظهور او ناامید گردیده‏اند و دچار انواع گرفتاریها شده‏اند.

پس از آنکه از نماز فارغ مى‏شود، خطاب به مردم مى‏گوید: اى مردم! همانا گرفتاریها بر امت محمد صلّى اللّه علیه و آله مخصوصا اهل بیت او بسیار بوده است تا آنجا که آل محمد صلّى اللّه علیه و آله را مقهور ساختند و نسبت به ما ستم کردند.

 «ابو نعیم» این حدیث را روایت کرده است.

 [همان کتاب 7/ 261] به سند خود، از حضرت على علیه السلام روایت مى‏کند که فرمود: خوشا به حال طالقان که گنجینه‏هائى از خداى تعالى در آنجاست که از جنس سیم و زر نمى‏باشند، بلکه مردانى در آنجا بسر مى‏برند که خدا را چندان که‏

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 360

باید بشناسند مى‏شناسند، آنان در آخرالزمان یاران مهدى (عج) هستند.

 «ابو غنم کوفى» این حدیث را در کتاب «الفتن» ذکر کرده است.

 [ثعلبى در قصص الانبیاء ص 554] مى‏نویسد: از «ابن عباس» روایت است که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: چگونه ممکن است خداى تعالى امتى را هلاک کند که من در اول آن و عیسى علیه السلام در آخر آن و مهدى (عج) که از خاندان من است وسط آن باشیم.

مؤلف گوید: «متقى» این حدیث را در [کنز العمال 7/ 187] چنین آورده است: هرگز امتى به هلاکت نمى‏رسد، در حالیکه من در اول آن و عیسى بن مریم علیه السلام در آخر آن و مهدى (عج) در وسط آن باشد. «ابو نعیم» همین حدیث را در اخبار مهدى (عج)، از «ابن عباس» روایت کرده است‏

و در [8/ 218] چنین آورده است: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله خطاب به حضرت على علیه السلام فرمود: چگونه ممکن است امتى به هلاکت برسد، در حالیکه من در اول آن و مهدى ما در میان آن و مسیح بن مریم علیه السلام در آخر آن باشد. «ابن وکیع» این حدیث را روایت کرده است‏

و «على بن سلطان» در متن کتاب [مرقات ص 658] در ضمن حدیثى در پایان آن چنین آورده است: چگونه ممکن است امتى به هلاکت برسد، در حالیکه من در اول آن و مهدى (عج) در وسط آن و مسیح در آخر آن باشد. در عین حال گروهى از مردم کج‏رو خود را در این امت درآورده‏اند که از من نمى‏باشند و من هم از آنها نمى‏باشم. «رزین» این حدیث را روایت کرده است.

 [هیثمى در مجمع 7/ 314] به سند خود، از «ام سلمه» روایت کرده است که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: در میان مکه و مقام ابراهیم علیه السلام، گروهى از اهل بدر با مردى بیعت مى‏کنند. در این هنگام سران عراق و قهرمانان اهل شام ظاهر مى‏گردند، برخلاف انتظار لشکرى از شامى‏ها با آنها نبرد مى‏کنند تا هنگامى که به «بیدا» مى‏رسند و در آنجا دچار خسوف مى‏شوند. و با آنها مردى از قریش که‏

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 361

دائى‏هاى او از «بنى کلب» اند نبرد مى‏کند و در میدان جنگ با آنها تلاقى مى‏نماید و خدا آنها را منهزم مى‏سازد. آرى زیانکار کسى است که از غنیمت «بنى کلب» بهره‏اى برده باشد.

 «طبرانى» این روایت را در «الکبیر» و «الاوسط» بطور اختصار روایت کرده است.

 [صواعق محرقه ابن حجر ص 98] مى‏نویسد: «ابن عساکر» به سند خود، از حضرت على علیه السلام روایت مى‏کند، هنگامى که قائم آل محمد (عج) قیام مى‏کند، خداى تعالى براى پشتیبانى از او، مردم مشرق و مغرب را گرد مى‏آورد که رفیقان او از مردم کوفه و ابدال او از مردم شامند.

 [کنوز الحقایق مناوى ص 152] مهدى (عج)، طاووس بهشتیان است.

 «دیلمى» این حدیث را از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله نقل کرده است.

مؤلف- قدّس سرّه- مى‏گوید: این مجلد، آخرین جلد از مجلدات سه گانه و آخرین گزارشى است از برخى حالات حضرت بقیة اللّه الاعظم (عج) که به تألیف آن اقدام کردیم و اعتراف مى‏کنیم که تمام اخبارى را که درباره اهل بیت علیهم السّلام رسیده است در این مجلدات سه گانه گرد نیاورده‏ایم و مى‏دانیم که نباید امر ممکن و آسان را به امر دشوار از دست داد. همچنین توجه داریم هر آنچه که همه آن بدست نمى‏آید، همه آنرا نباید از دست داد.

          [آب دریا را اگر نتوان کشید             هم به قدر تشنگى باید چشید]

 فراغت از تألیف این کتاب (فضائل الخمسه) در نجف اشرف على دارجها و صاحبها الاف الثناء و التحف در روز دوازدهم ذیقعده سال 1381 هجرى حاصل گشت و زمان شروع به تألیف آن اوائل ماه رجب سال 1360 هجرى بوده است.

بنابراین، مجموع مدت تألیف آن بیست و یک سال است و این بدان جهت است که مشاغل ضرورى مانع از آن بود که بتوانم این اثر ارزنده را در مدت کوتاه‏ترى‏

                        فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 362

انجام بدهم. و الحمد للّه اولا و آخرا و صلّى الله على محمّد و آله الاطهار الذین اذهب الله عنهم الرجس و طهّرهم تطهیرا

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo